آشنایی با هنر ، طراحی و نقاشی

وبلاگی برای آشنایی و آموزش هنر، آموزش طراحی ، نقاشی ، ادبیات و سینما برای علاقمندان به هنر و نوشته هایی درباره طراحی و هنر نقاشی

آشنایی با هنر ، طراحی و نقاشی

وبلاگی برای آشنایی و آموزش هنر، آموزش طراحی ، نقاشی ، ادبیات و سینما برای علاقمندان به هنر و نوشته هایی درباره طراحی و هنر نقاشی

پیش‌طرح یا اسکیس

پیش‌طرح یا اسکیس (به فرانسوی: esquisse) (به انگلیسی: Sketch) اولین طرح یا طرح هنری خیلی صافی که ویژگی های اصلی یک اثر را نشان می دهد.

در برخی رشته‌های هنری مانند طراحی صنعتی، معماری و نقاشی و حتی طراحی وب و طراحی نرم‌افزار کاربردی موبایل (به طور کلی طراحی رابط کاربری)، به معنای طراحی سریع یا طراحی اولیه‌است. در پیش‌طرح از جزئیات صرف نظر می‌شود و کلیات موضوع به صورت غیر دقیق نشان داده می‌شود. برای اجرای پیش‌طرح فقط از یک رنگ استفاده می‌شود. نمونه کامل تر پیش‌طرح که در آن از رنگ نیز استفاده می‌شود و پاره ای از جزئیات نیز نشان داده شده‌اند راندو خوانده می‌شود.

در پیش‌طرح طرح اولیه به صورت سریع و غالباً دست آزاد ترسیم می‌شود. برخلاف کروکی که بر اساس واقعیت است پیش‌طرح زاییده فکر و تخلیات معمار است و در واقع فکر و اندیشه روی کاغذ است. طرح کشیده شده در پیش‌طرح معمولاً با رنگ یا وسایل ترسیمی راندو می‌شود. راندو یک رسانه یا یک عامل ارتباط است. ارتباط اجزای طرح با هم، با زمینه، طراح، کارفرما یا دیگر عوامل درگیر در ساخت. راندو را می‌توان ابزاری برای طراحی‌های خلاقانه دانست.

کته کلویتس

Related image

کِته اشمیت کُلویتس (به آلمانی: Käthe Schmidt Kollwitz) ‏ (۸ ژوئیه ۱۸۶۷ - ۲۲ آوریل ۱۹۴۵) طراح، چاپگر و مجسمه‌ساز آلمانی بود. او در آغاز به ناتورالیسم گرایش داشت و بعدها به اکسپرسیونیسم رو آورد. موضوع آثار او بیشتر فقر، گرسنگی و جنگ بود.


و در کونیگزبرگ که آن زمان بخشی از پادشاهی پروس بود، متولد شد و فرزند پنجم خانواده بود. پدرش، کارل اشمیت، شغل بنایی داشت و سوسیال‌دموکراتی مبارز بود. مادرش دختر کشیشی بود که بخاطر داشتن عقاید سوسیالیستی از کلیسای رسمی لوتری اخراج شده بود و خود کلیسای مستقلی راه انداخته بود. او در دوران کودکی و نوجوانی از آموزش‌های مذهبی و سیاسی پدربزرگش تاثیر زیاد گرفت.

پدرش که استعداد او را در نقاشی دید او را به کلاس نقاشی فرستاد. مدتی نیز به مونیخ رفت و نقاشی آموخت.

کته در ۱۸۹۱ با کارل کلویتس ازوداج کرد. شوهر او پزشکی بود که از مردم فقیر برلین پرستاری می‌کرد. کته کلویتس در بسیاری از آثارش از چهره‌ها و شرایط زندگی بیماران فقیر شوهرش الهام می‌گرفت. بین سال‌های ۱۸۹۲ تا ۱۸۹۶ او مجموعه‌ای از کار با الهام از نمایشنامه گرهارد هاپتمان با نام «بافندگان» خلق کرد. کار او در نمایشگاه بزرگ هنر برلین نامزد دریافت مدال طلایی شد، اما قیصر ویلهلم دوم با دادن مدال طلایی به او مخالفت کرد. مجموعه بافندگان مشهورترین کار او به شمار می‌رود.

جوان‌ترین پسرش پیتر در هفته اول جنگ جهانی اول کشته شد و پس از آن کته به افسردگی طولانی دچار شد.

کته کلویتس سوسیالیستی متعهد و صلح‌جو بود. او عضو شورای هنری کارگران شد که به حزب سوسیال دموکرات آلمان وابسته بود.

او در ۱۹۲۰ به عضویت فرهنگستان هنرهای پروس درآمد و نخستین زنی بود که به این مقام رسید.

با روی کار آمدن حزب نازی در ۱۹۳۳، او را مجبور به استعفا از جایگاهش در هیئت علمی آکادمی هنرها کردند. اگر چه او از نمایش دادن کارهایش منع شده بود، بعضی از کارهایش را نازی‌ها برای تبلیغات به کار گرفتند.

شوهر کته در سال ۱۹۴۰ از بیماری در گذشت. نوه او نیز در جبهه روسیه در جنگ دوم کشته شد.

او برلین را در ۱۹۴۳ ترک کرده و به موریتزبورگ، نزدیک درسدن، نقل مکان کرد و درست قبل از پایان جنگ جهانی دوم در همانجا درگذشت.

هِرودوت

هِرودوت (به یونانی: Ἡρόδοτος) نخستین تاریخ‌نگار یونانی‌زبان است که آثارش تا زمان ما باقی مانده‌است. بر خلاف نویسندگانی که در آغاز کتاب خویش به شرح زندگی خود می‌پردازند، هرودت در ابتدای کتاب خود به این جملهٔ ساده بسنده کرده‌است که «هدف هرودوت هالیکارناسی از ارائهٔ نتایج پژوهش‌هایش در این‌جا آن است که گذر زمان، گرد فراموشی بر کارهای آدمیان و دستاوردهای بزرگ یونانیان و بربرها ننشاند و به‌ویژه علت درگیری‌های این دو قوم روشن شود.»

اطلاعات ما دربارهٔ زندگی او بسیار متأخر است که عمدتاً از دو مقالهٔ دانش‌نامهٔ بیزانسی سودا گرفته شده‌است. بر پایهٔ این منبع، هرودوت در هالیکارناس زاده شده بود و در سال ۴۴۴ پیش از میلاد به تروئی در جنوب ایتالیای امروزی مهاجرت کرد که احتمال داده می‌شود در همان‌جا نیز درگذشته باشد.

با آنکه هرودوت اکثر عمرش را در جهان یونانی گذرانده، ولی از آنجا که زادگاهش در نخستین سال‌های زندگی وی زیر استیلای ایران بوده، با فرهنگ ایرانی نیز آشنا شد. گرچه با زبان فاتحان سرزمینش آشنا نبود ولی این فرصت برایش پیش‌آمد که از قوانین، مذهب و فرهنگ آن‌ها آگاهی یابد. این آشنایی با فرهنگ‌های یونان و ایران، او را با قدر و منزلت‌شان آشنا ساخت و سبب شد که دربارهٔ دشمنان یونان، قضاوتی منصفانه داشته باشد.

هرودوت برای نوشتن کتابش از شیوهٔ تاریخ‌نویسی روایی استفاده کرده‌است. به این معنا که از بین روایت‌های مختلف، تنها روایتی را ذکر کرده که می‌پنداشته از دیگر روایت‌ها صحیح‌تر است؛ منبع و سرچشمهٔ این روایت‌ها نیز غالباً شنیده‌های شفاهی او بوده‌اند. گرایش‌های سیاسی و مذهبی هرودوت نیز در تاریخ‌نگری و همچنین تاریخ‌نگاری او دخالت داشته‌اند؛ چنان‌که گرایش او به پریکلس و آتن باعث شده بود تا وقایع مرتبط با آتن را به سود آتنی‌ها ثبت کند و هرگاه مطلب یا گزارشی را دربارهٔ آنچه مورد پسند خود بود می‌شنید ولی به درستی آن باور نداشت، به تحلیل آن گزارش می‌پرداخت ولی این ریزبینی و تحلیل را در مواردی که احساسات مذهبی یا ملی او را جریحه‌دار نمی‌کند، نمی‌بینیم و هرجا که گزارش‌های او با مصلحت آتنی‌ها منافاتی نداشت، بی‌طرف بود ولی هرگاه منافع آتن در میان بود، هر گزارشی، ولو سخن‌های بیهوده را می‌پذیرفت. از نظر مذهبی نیز به خدایان و الهه‌های یونانی اعتقاد داشت و مشیت الهی را حاکم بر تاریخ می‌دانست.

پیشینهٔ خانوادگی و محیط زندگی هرودوت نیز در تاریخ‌نگاری و تفکر تاریخی او مؤثر بوده‌است. عموی هرودوت، شاعر و سیاست‌پیشه بود؛ او در ۹ هزار بیت به شرح پهلوانی‌های هراکلس پرداخته و در هفت هزار بیت حماسهٔ کوچ ایونی‌ها را سروده بود که در کتاب هرودوت نیز بارها به این موضوعات پرداخته شده‌است.

هرودوت، که در زبان یونانی هرودوتوس (Herodotus) به معنای آفریده و دادهٔ هرا خوانده می‌شود، کهن‌ترین تاریخ‌نگار یونانی‌زبان است که کتابش تواریخ تا زمان ما باقی‌مانده‌است. برخلاف نویسندگانی که در آغاز کتاب خویش به شرح زندگی خود می‌پردازند، هرودت در ابتدای کتاب خود به این جملهٔ ساده بسنده کرده‌است که «هدف هرودوت هالیکارناسی از ارائهٔ نتایح پژوهش‌هایش در این‌جا آن است که گذر زمان، گرد فراموشی بر کارهای آدمیان و دستاوردهای بزرگ یونانیان و بربرها ننشاند و به‌ویژه علت درگیری‌های این دو قوم روشن شود.»  اطلاعات ما دربارهٔ زندگی او بسیار متأخر است که عمدتاً از دو مقالهٔ دانش‌نامهٔ بیزانسی سودا گرفته شده‌است. بر پایهٔ این منبع، هرودوت در هالیکارناس متولد شده بود و در سال ۴۴۴ پیش از میلاد به تروئی در جنوب ایتالیا مهاجرت کرد که احتمال داده می‌شود در همان‌جا نیز درگذشته باشد.خانوادهٔ هرودوت از اشراف این منطقه بودند و به همین دلیل، وی از زندگی مرفهی برخوردار بود. اما به واسطهٔ اوضاع نابسامان شهر و برخی علل سیاسی، به ترک وطن خود و سفر به جزیرهٔ ساموس در یونان ناچار شد.

با آنکه هرودوت اکثر عمرش را در جهان یونانی گذرانده، ولی از آنجا که زادگاهش در نخستین سال‌های زندگی وی تحت استیلای ایران بوده، با فرهنگ ایرانی نیز آشنا شد. گرچه با زبان فاتحان سرزمینش آشنا نبود ولی این فرصت برایش پیش‌آمد که از قوانین، مذهب و فرهنگ آن‌ها آگاهی یابد. این آشنایی با فرهنگ‌های یونان و ایران، او را با قدر و منزلت‌شان آشنا ساخت و سبب شد که دربارهٔ دشمنان یونان، قضاوتی منصفانه داشته باشد.

Herodotos Met 91.8.jpg

هومر

هومِر (در یونانی: Ὅμηρος هُمرُس) یا هُمِر شاعر و داستانسرای یونانی است. وی احتمالاً در حدود ۸۰۰ سال (بعضی این تاریخ را ۲۰۰۰ سال ذکر کرده) پیش از میلاد می‌زیسته‌است. این تنها چیزی است که دربارهٔ هومر می‌دانیم. تنها آثار به جا مانده از وی، دو گلچین شعر به نام‌های ایلیاد و ادیسه است. همهٔ آنچه که ما دربارهٔ تاریخ و افسانه‌های یونان باستان می‌دانیم از موضوع‌های همین شعرها گرفته شده‌است.


زندگی او را در قرن نهم ق.م. نوشته‌اند. در پایان زندگی نابینا شد و از شهری به شهری می‌رفت و اشعار رزمی خود را به نوای چنگ می‌خواند.

هرودوت با قاطعیت نوشته‌است که داستانسرایی بنام هومِر وجود داشته که در قرن نهم ق.م. می‌زیسته؛ از آنجایی که هرودوت به عنوان معتبرترین مورخ دوره باستان، مورد تأیید است، لذا می‌توان پذیرفت که هومِر از اهالی ناحیه اسمیرنا یونان بوده که وقایع مربوط به جنگ تروا را جمع‌آوری کرده و با لعابی از افسانه و جنبه‌های مافوق انسانی آمیخته‌است.
نوشتار اصلی: ایلیاد
نوشتار اصلی: ادیسه

ایلیاد و ادیسه اشعاری روایی هستند و هر یک صدها صفحه حجم دارند و قصه ایزدان و قهرمانان یونانی را تعریف می‌کنند. موضوع اصلی ایلیاد داستان جنگ تروا را تعریف می‌کند. ایلیاد علاوه بر قهرمانان جنگاوری چون آشیل، آیاس، هکتور، اودیسئوس و بسیاری از ایزدان کوه المپ و مسئولیت‌های متعدد، عادات و ضعف‌های اخلاقی آنان را وصف می‌کند. اُدیسه، دربارهٔ سرگذشت ده سال سفر و ماجراهایی را که اودیسئوس قهرمان یونان، هنگام بازگشت از جنگ تروا به سوی منزل با آن‌ها روبرو گردید، بازگو می‌کند. هر چند این منظومه بیشتر ماجرای چهل روز آخر سفر او را شرح می‌دهد. ادیسه منظومه‌ای دربارهٔ دریا و خشکی است و به قلمرو افسانه‌ها می‌پردازد، حتی جهان زیرزمین، سیکلوپها، سیرنها، خاروبدیس و سکولا را معرفی می‌کند.

ایلیاد و ادیسه هر دو به راستی ادبیات بزرگی را پدیدآورده‌اند و به راستی منبع اصلی آگاهی ما دربارهٔ اساطیر یونان به‌شمار می‌روند. به هر حال، در ورای افسانه غول‌هایی مثل آیاس و آشیل، حقایقی هم نهفته‌است.

قرون وسطی

قرون وسطی یا سده‌های میانه نام یکی از چهار دوره‌ای است که برای تقسیم‌بندی تاریخ اروپا استفاده می‌شود. این چهار دوره عبارت بودند از دوران کلاسیک باستان، قرون وسطی، عصر نوزائی (رنسانس) و دوران جدید یا مدرن که از ۱۶۰۰ میلادی شروع می‌شود. معمولاً قرون وسطی را از پایان امپراتوری روم در قرن پنجم میلادی تا سقوط قسطنطنیه توسط دولت عثمانی و پایان امپراتوری روم شرقی (یا بیزانس) در ۱۴۵۳در نظر می‌گیرند.

قرون وسطی در تاریخ اروپای غربی یکی از مهم‌ترین مراحل تاریخی است که از ۴۰۰ میلادی تا ۱۴۰۰ میلادی را در بر می‌گیرد. در این دوران مسیحیت به عنوان یک مکتب کلی بر تمام جامعه سیطره انداخته و هیچ حرکتی خارج از این مسئله قابل تبیین نیست. دین نوعی اقتدار همه گیر دارد و حوزه سیاست، اقتصاد، جامعه و فرهنگ و افراد را تحت نظارت و کنترل دقیق خود دارد.

به‌طور معمول در تاریخ مغرب زمین سده‌های میانه را به سه دوره اساسی تقسیم می‌کنند.

    سده‌های میانه اولیه یا ماتقدم (سه سده نخست از ۳۵۰ م تا سده ششم یعنی ۵۵۰ میلادی)
    سده‌های میانه ثانویه یا میانه (از قرن ۶–۷ م تا ۱۲ و ۱۳ میلادی)
    سده‌های میانه متاخر یا عالی (از قرن ۱۴ تا ۱۶)