آشنایی با هنر ، طراحی و نقاشی

وبلاگی برای آشنایی و آموزش هنر، آموزش طراحی ، نقاشی ، ادبیات و سینما برای علاقمندان به هنر و نوشته هایی درباره طراحی و هنر نقاشی

آشنایی با هنر ، طراحی و نقاشی

وبلاگی برای آشنایی و آموزش هنر، آموزش طراحی ، نقاشی ، ادبیات و سینما برای علاقمندان به هنر و نوشته هایی درباره طراحی و هنر نقاشی

آدل هوگو

آدل هوگو (۱۸۳۰–۱۹۱۵) فرزند پنجم و دختر دوم ویکتور هوگو، نویسنده فرانسوی بود. آدل در پی عشق نافرجام به یک افسر ارتش نیروی دریایی بریتانیا به بیماری روانی مبتلا شد.

زندگی آدل هوگو الهام‌بخش فیلمی با عنوان داستان آدل اچ اثر فرانسوا تروفو شد.

برخی‌ها معتقدند که شخصیت دختری بنام اسمرالدا در داستان کتاب رمان گوژپشت نتردام تاثیرپذیرفته از زندگی دخترش آدل هوگو می‌باشد.


ویکتور هوگو

ویکتور ماری هوگو (فرانسوی: Victor Marie Hugo؛ ۲۶ فوریه ۱۸۰۲م. - ۲۲ مه ۱۸۸۵م) شاعر، داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس پیرو سبک رومانتیسم فرانسوی بود. او به عنوان یکی از بهترین نویسندگان فرانسوی شهرت جهانی دارد. آثار او به بسیاری از اندیشه‌های سیاسی و هنری رایج در زمان خویش اشاره کرده و بازگوکننده تاریخ معاصر فرانسه است. از برجسته‌ترین آثار او بینوایان، گوژپشت نتردام و مردی که می‌خندد است. مشهورترین کارهای هوگو در خارج از فرانسه بینوایان و گوژپست نتردام است و در فرانسه بیشتر وی را برای مجموعه اشعارش میشناسند.


در سال ۱۸۳۱ با انتشار کتاب نوتردام دوپاری که بعد از بینوایان بزرگترین اثر اوست شهرتی فراگیر یافت. در سال ۱۸۲۷ درام کرمول را نوشت و بر این کتاب مقدمهٔ مفصلی نوشت که خود کتابی مستقل است و اهمیت آن به مراتب فراتر از خود درام است. این مقدمه را می‌توان مرامنامهٔ مکتب رومانتیسم دانست و با همین مقدمه است که رومانتیسم به عنوان مکتبی مستقل آغاز می‌شود و بدین گونه هوگو مکتبی به نام رومانتیسم را بنیان می‌نهد. او معتقد بود که هر آنچه که در طبیعت است به هنر تعلق دارد و در مقدمهٔ کرمول نوشت:

«... بشر در طول حیات خود، پیوسته یک نوع تمدن و یک نوع جامعه نداشته‌است؛ بشریت مانند هر یک از واحدهای خود، یعنی انسانها، بزرگ شده، بالیده، به بلوغ رسیده و آن‌گاه به پیری پر عظمت خود رسیده‌است. پیش از عهدی که جامعهٔ امروز عهد عتیق می‌خواند، دوره‌ای بوده کهعهد افسانه خوانده می‌شده که بهتر بود عصر آغازین خوانده‌شود و در آنجا که شعر، آینهٔ اندیشه‌های آدمی است، شعر نیز این سه دورهٔ عهد آغازین، عهد عتیق و عهد جدید را طی کرده‌است. اشعار غنایی، زاییدهٔ عهد آغازین است و خاستگاه اشعار حماسی، عهد عتیق و درام، پروردهٔ عهد جدید است. نغمه و غنا، ابدیت را ساز می‌کند. ماهیت غنا، طبیعی بودن، خصوصیت دومی حماسه سادگی و صفت سومیدرام حقیقی بودن است. قهرمانان اشعار غنایی اشخاص داستانی بزرگی چون آدم و قابیل و نوح بودند، قهرمانان حماسه‌ها، پهلوانان غول‌صفتی چون آشیل، هرکول، آژاکس، پرومته و آگاممنون بودند و قهرمانان درام جز انسان‌های عادی کس دیگری نیست، کسانی چون هاملت، مکبث، اتلو و…»

و بدین گونه هوگوی جوان، عصری نو در تاریخ ادبیات جهان گشود عصری که عنوان عصر رمانتیسم به خود گرفت. از این زمان به بعد هوگو دوستداران بسیار یافت و خانهٔ او تبدیل به دیدارگاه نویسندگان پیرو مکتب رمانتیسم شد که از میان این نویسندگان می‌توان به آلفرد داویگنی و چارلز آگوستین سنت بوو منتقد اشاره کرد. سالهای ۱۸۲۹ تا ۱۸۴۳ سال‌های بالندگی و کامیابی او بود هوگو در طی این سالها، چندین مقاله، سه رمان و پنج جلد کتاب شعر و نمایشنامه به رشته تحریر درآورد. با این حال شکست نمایشنامه منظوم او در سال ۱۸۴۳ میلادی و به دنبال آن مرگ دخترش لئوپولدین، که بسیار مورد علاقهٔ وی بود وقفه‌ای در خلاقیت شگفت‌آورش ایجاد کرد.

جورجیو موراندی

جورجو موراندی (به ایتالیایی: Giorgio Morandi) ‏ (۱۸۹۰–۱۹۶۴) نقاش ایتالیایی بود که نقاشی‌هایش از طبیعت بی‌جان مشهور است.

موراندی در ۲۰ ژوئن ۱۸۹۰ در بولونیا در ایتالیا به دنیا آمد. تحصیلاتش را از سال ۱۹۰۷ در آکادمی هنرهای زیبای فلورانس آغاز کرد. نقاشی‌های ابتدایی او نشانه‌هایی از کارهای پل سزان و سبک کوبیسم داشت. در سال ۱۹۱۴ گرایش مختصری به سبک فوتوریسم پیدا کرد. در همان سال معلم نقاشی دبستانی در بولونیا شد و تا سال ۱۹۲۹ در این شغل باقی ماند. در سال ۱۹۱۵ به ارتش پیوست اما به خاطر از کارافتادگی مرخص شد. طی سال‌های جنگ جهانی دوم عناصر ترکیب بندی نقاشی‌های او از طبیعت بی جان ساده‌تر و فرم آن‌ها خالص تر شد که نشان دهندهٔ علاقه او به پل سزان و Douanier Rousseau است. از سال ۱۹۳۰ تا ۱۹۵۶ در آکادمی هنرهای زیبای فلورانس سیاه قلم تدریس می‌کرد. درسال ۱۹۴۸ جایزه اول نقاشی بی ینال ونیز را گرفت. اولین بار در سال ۱۹۵۶به پاریس رفت و در سال ۱۹۵۷ جایزه بزرگ بی ینال سائو پائلو را گرفت.


موزه‌ای ویژه نمایش آثار موراندی و آتلیه بازسازی شده او، در بولونیا است.

Related image

پرتره (ماگریت)

پرتره اثری است از نقاش فراواقع‌گرا (سوررئال ِ) بلژیکی، رنه ماگریت (۱۸۹۸ - ۱۹۶۷ میلادی) که در سال ۱۹۳۵ میلادی در بروکسل خلق شد.


در این طبیعت بی‌جان یک بطری، لیوان، چاقو، چنگال و بشقابی با یک برش کالباس و یک چشم بر روی آن نمایش داده شده‌است. این اثر نمونه‌ای کلاسیک از تکنیکی است که ماگریت را از سوررئالیست‌های دیگر جدا می‌کرد. نقاشانی مانند دالی و مکس ارنست معمولاً نمایشی رویایی و تحریف شده از اشکالی واقعی در ترکیب با اجسامی انتزاعی را ثبت می‌کردند اما ماگریت، بیشتر تصویری رئال از اشیایی معمولی را به وسیله مفهوم یا رابطه‌شان با یکدیگر، فرا واقعی می‌آفرید. در اینجا وجود یک چشم در میانه بشقاب که مستقیماً به بیننده خیره شده‌است، کار را در چهارچوب تعریف شده سوررئال قرار می‌دهد.

این اثر هم اکنون در اختیار «موزه هنرهای مدرن» نیویورک است.

پسرِ انسان

ماگریت - پسری از انسان.jpg

پسرِ انسان (به فرانسوی: Le Fils de l'homme) یکی از شناخته شده‌ترین آثار نقاش فراواقع گرا (سورئالیست) بلژیکی، رنه ماگریت (۱۸۹۸ - ۱۹۶۷ میلادی) است.


این نقاشی مردی با کتی خاکستری رنگ و کلاهی لبه‌دار بر سر را نشان می‌دهد در حالی که چهره‌اش به طور کامل با سیبی سبز رنگ پوشیده شده‌است.

ماگریت این اثر را در سال ۱۹۶۴ میلادی و پس از درخواست‌های بسیار از ماگریت برای کشیدن پرتره‌ای از خود، خلق کرد. پنهان شدن غیرمنتظره چهره پشت سیبی سبزرنگ از عدم توجه نقاش به هویت و شهرتی که از این هویت منتج می‌شود، اشاره دارد.

ماگریت همیشه در کارهایش باورها، حس کنجکاوی و فرضیات از پیش تعیین شده آدمی را به چالش کشیده‌است و سعی می‌کند تا به مخاطب نشان دهد چقدر ساده لوحانه و با اطمینان از حقایقی حرف می‌زند که از محدوده شناختش خارج است.

ماگریت، خود در مورد این اثر گفته‌است:

    هرچیز که ما می‌بینیم خود چیز دیگری را پنهان می‌کند. ما همیشه می‌خواهیم چیزی که پنهان است را با چیزی که می‌بینیم، ببینیم اما این امکان‌پذیر نیست. انسان‌ها اسرارشان را خیلی خوب پنهان می‌کنند.